حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 135
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
و سپاهيان از كار افتاده از راه رخّج و سيستان به طرف ايران حركت كند و خود از راه بلوچستان به طرف ايران عزيمت نمود ( 325 ق . م . ) مراجعت اسكندر بايران و فوت او اسكندر در مراجعت بايران از پاتالا به طرف اقيانوس هند سرازير شد حركت قشون او از جاهائى بود كه بساحل اقيانوس نزديك و اكنون موسوم به مكران است بعد او بمملكت گدرزى « 1 » رفت در اينجا قسمت بزرگ قشون اسكندر از جهت گرماى شديد و بىآبى تلف گرديد و او مجبور شد به پورا ( فهرج امروزى در بلوچستان ايران ) برود بعد از چندى اسكندر از اينجا از راه هليل رود و سيرجان به پاسارگاد رفت و مطّلع شد كه قبر كوروش را نبش كردهاند در اهواز تمام قسمتهاى قشون اسكندر بهم رسيدند و ( نهآرخ ) كه از درياى عمّان و خليج فارس بايران مىآمد در اهواز بقسمتهاى ديگر ملحق شد و تمام سپاه مقدونى بشوش درآمد از اين به بعد ديگر اسكندر جنگى نكرد مگر با كوسّىها كه در تاريخ عيلام ذكرى از آنها شده بعضى تصوّر ميكنند كه اين جنگ اسكندر با طوايفى بوده كه در مالمير كنونى بختيارى سكني داشتهاند شايان بسى توجّه است كه بامر اسكندر چند هزار نفر مردم كوسّى را براى راحت روح ( هفستيون ) سردار محبوب اسكندر كه تازه درگذشته بود قربانى كردند « 2 » پس از آن اسكندر عزيمت بابل نمود و سفرائى را كه از قرتاجنه و حبش و ايطاليا و گل ( فرانسه امروزى ) آمده بودند پذيرفت و به خيال تسخير عربستان افتاده با اين مقصود درصدد تحقيقات راجع بشبه جزيره عربستان و ساختن كشتىها بتوسّط فينيقيها برآمد ولى از جهت تى كه از باتلاقهاى بابل بر او مستولي شده بود و ناپرهيزى در سنّ 32 سالگى درگذشت ( 323 ق . م . )
--> ( 1 ) - بلوچستان امروزى ( 2 ) - آرّين در اين باب ساكت است ولي بعضى از مورّخين ديگر مانند پلوتارك و كنت كورس و غيره اين خبر را ذكر يا تأييد كردهاند